چگونه با طرد شدن یا شکست عشقی و جدایی کنار بیاییم؟


مقدمه

بشنو از نی چون حکایت می کند         از جدائیها شکایت میکند

  به عنوان یک روان شناس و مشاور تاکنون افراد زیادی به دلیل شکستهای عشقی و یا جدایی، به من مراجعه کرده اند . این مشکل دامنگیر خیلی از افراد بوده و هست و خواهد بود  .برخورد با این مشکل با توجه به میزان بلوغ عاطفی و میزان منطقی بودن و نیز نوع کاراکتر یا شخصیت ،در افراد مختلف متفاوت است.فردی که به شکست عشقی مبتلا میشود دچار یک بحران عاطفی می شود که اگر به تنهایی قادر به کنار آمدن با آن نیست باید از یک روانشناس آشنا به این مسائل مشاوره داشته باشد. باید بپذیرید که وارد یک استرس جدی شده اید و نباید انرا دست کم بگیرید.به قول یکی از استادانمان، جدایی و طلاق مثل سقوط بهمن و گیر کردنمان در زیر ان است.بنابر این بدانید که هر تصمیمی که بگیرید شاید اشتباه باشد.مثلا تصمیم به دوستی با فردی دیگر برای فراموش کردن عشق قبلی یا...ازدواجی دیگر بدون مشورت با یک روانشناس یا مشاور در این امور و...

  همه در طول زندگی خود گاهی طرد می شوند. به خاطر همین می دانم که بدترین احساس روی زمین است.

   افرادیکه طرد شده باشند معمولاً شدیداً شوکه و عصبی می شوند. تعجب می کنند که آیا می توانند به قسمت دیگری از زندگی خود اعتماد کنند یا نه چون این طرد شدگی قضاوت خود آنها را هم زیر سوال برده است.خیلی وقت ها مراجعانم که برای مشاوره می آیند، با تمام شدن رابطه شان کنار آمده اند و طوری به نظر می رسند که انگار در حال بهبودی از یک عمل جراحی بسیار جدی یااز یک تصادف اتومبیل هستند.

   از دست دادن کسی که دوستش دارید، خلائی سنگین در دل شما باقی می گذارد. این عذاب باعث می شود انتظار روزهایی را بکشید که زندگی برایتان آسانتر شود و همچنان امیدوار می مانید که طرفتان برگردد، گاهی اوقات حتی بعد از سالها زندگی مجردی.


باورهای  اشتباه

 ۱- ممکن است حس کنید که اگر طرفتان برنگردد، دیگر هیچکس نمی تواند آن خلاء را در زندگی شما پر کند و دیگر نمی توانید عاشق کسی شوید. این حرف کاملاً پوچ است اما غم و اندوه باعث می شود نتوانیم درست فکر کنیم.

چندین و چند بار پیش آمده که مراجعانم  به من گفته اند: "زندگی من هم اینطور بود دیگه. من دیگه نمی تونم کسی رو پیدا کنم. هیچکس دیگه عاشق من نمیشه".  این ناامیدی نشانه افسردگی بعد از این اتفاق است.

۲-با توجه به این افکار تصمیم بگیرید که به زندگی خود پایان دهید.چون در آن شرایط همه چیز را منفی و سیاه می بینید.

۳-من دیگر فردی بهتر از او را پیدا نخواهم کرد.اما گذشت زمان نشان خواهد داد که اشتباه می کردید.

۴-نتیجه گیری شتابزده و اینکه همه مردها یا زنها همینگونه اند.

قبول کنید که همه چیز تمام شده است

خوب حالا باید ببینیم چطور می توانید با این درد کنار بیایید؟  چطور می توانید یاد بگیرید که به زندگی خود ادامه دهید؟ چطور می توانید به این وضعیت تجرد خود بعنوان فرصتی استثنایی و عالی نگاه کنید نه مجازات؟ چطور می توانید حس دوست داشته نشدن و ناخواسته بودن و اینکه سرنوشت تعیین کرده که تا پایان عمر تنها بمانید و با بدبختی زندگی کنید را از ذهنتان بیرون کنید؟

اولین قدم به سمت آینده ای روشن و مثبت این است که قبول کنید شریک زندگیتان رفته است و دیگر برنمی گردد.

این یعنی با غم و اندوهتان روبه رو شوید و به خودتان اجازه دهید برای غم از دست دادن او و همه امیدها و آرزوهایتان تا می توانید گریه کنید. البته این واقعاً شرایطی دردآور است.

مهمترین چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که این نیز می گذرد. می دانم شاید در آن لحظه اینطور به نظر نرسد اما تا بوده همین بوده باور کنید(تا باد چنین بادا).

فرایند بهبودی

۱-تهیه لیست از جنبه های منفی او.

لیستی از همه چیزهایی که به شریک زندگی گذشته تان مربوط می شود که دوست نداشته اید تهیه کنید. می تواند از چیزهای خیلی کوچک شروع شود اما کم کم که پیش بروید به چیزهای مهمتر هم می رسید.

یادتان می آید که چطور همیشه یکسری جوک تکراری تعریف می کرد؟  یا در محل کار مدام جلو بقیه ضایعتان می کرد؟  یا اینکه هیچوقت به سرگرمی ها و علایقتان توجه نشان نمی داد؟و...

همه آنها را روی کاغذ بیاورید و با خواندن دوباره آن خواهید فهمید رابطه ای که از دست دادید چندان هم برایتان خوب نبوده است. مطمئنا او در دوره دوستی یا زندگی مشترک خیلی شما را ازار داده است. به قول شاعر(عماد خراسانی):

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم         از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

۲-ناامید نباشید

بعد از تمام شدن یک رابطه، فکر می کنیم که هیچوقت دیگر کسی دوستمان نخواهد داشت. درست است که این حقیقت ندارد اما در آن لحظه احساسمان همین خواهد بود.

واقعیت این است که احتمال خیلی زیادی وجود دارد که دوباره دوست داشته شوید. اما نه توسط همان شریک زندگی سابقتان. دیگر آن چیزهایی که در آن رابطه داشتید را به دست نخواهید آورد اما می توانید همان احساس خاص و مهم را با کس دیگری هم داشته باشید.

بنابراین، یک حس تازه لزوماً آن تجربه ای که با شریک زندگی قبلی داشتید را تکرار نخواهد کرد اما متوجه خواهید شد که یک عشق تازه به اندازه همان تجربه قبلی شیرین خواهد بود یا حتی از آن هم شیرین تر.

۳-از خودتان تمجید کنید.

باید به خودتان در آینه نگاه کنید و روی بهترین ویژگی ها و خصوصیاتتان متمرکز شوید و برای داشتن آن ویژگی ها به خودتان تبریک بگویید.

کار مفید دیگر این است که لیستی از 50 چیزی که درمورد خودتان دوست دارید بنویسید. اینکار ممکن است که وقت بگیرد اما فواید زیادی برایتان خواهد داشت.

وقتی کسی ما را طرد می کند سعی می کنیم همه تقصیرها را به گردن خود بیندازیم. از نظر ذهنی خودمان برای اینکه چرا باهوش تر یا جذاب تر نیستیم خودمان را سرزنش می کنیم. باید دست از این تفکر مخرب بردارید و اجازه بدهید که خوبی های خودتان را ببینید. پس زمان هایی را یاد بیاورید که به کسی کمک کردید یا با غریبه ای مهربان بودید.

اینکه یاد بگیرید ارزش های خود را قبول کنید و برای مهربانی، زیبایی و استعدادهای خود ارزش قائل باشید خیلی کمکتان می کند.

۴-با شرایط جدید کنار بیائید.

متاسفانه وقتی یکدفعه مجرد می شوید، اکثر دوستانی که شما و طرفتان را می شناختند معمولاً زوج هستند. خیلی از این دوستان الان مثل یک طاعون از شما دوری خواهند کرد چون فکر می کنند اگر دور و بر آنها باشید روابط خود آنها هم به خطر می افتد.

اما حتی اگر دوستان قدیمی باشند که هنوز کنارتان هستن باز هم نیاز دارید که گروهی از دوستان جدید را هم مرد هم زن برای خود پیدا کنید. دوستانی که شریک زندگی قبلی شما را نشناسند.

۵-از رابطه جنسی با او در صورت برگشت اجتناب کنید.

گاهی اوقات وقتی چندین ماه است که جدا شده اید، شریک زندگی سابقتان ناگهان تصمیم می گیرد و متوجه می شود که مرغ همسایه به هیچ وجه غاز نیست. یا شاید هم حس کند که شما دارید به زندگیتان نظم و ترتیب دوباره می بخشید و این باعث حسادت او شوید. به خاطر همین ممکن است فیلش یاد هندوستان کند و بدش نیاید که بعد از این مدت دوباره رابطه جنسی با شما داشته باشد.

مشکل اینجاست که رابطه جنسی و نزدیکی باعث می شود که موقتاً تصور کنید که دوستتان دارد و اینبار حسرت و اندوه بیشتری برایتان به جای بگذارد. پس به هیچ وجه چنین کاری نکنید، تا زمانی که به نقطه ای برسید که بتوانید تصمیم بگیرید که می توانید او را ببخشید یا نه؟ پس تا آن موقع چنین کاری نکنید.


----------------------------------------------------------------

Did you know that your past can literally paralyze you?  That’s right living in your past or even simply remembering your past can physically, mentally and spiritually paralyze you!  There are so many believers living today who are not grabbing hold of all that God has in store for their lives simply because they have become paralyzed by their past.  Past hurts, past failures, past habits, past mistakes and disappointments.  Not only people living today but there are literally thousands upon thousands of people who have gone on before us who never grabbed hold of what God had planned for their lives, who never fulfilled their call and purpose and never reached their full potential because they allowed their past to paralyze them.  Living in our past can be a dangerous thing!  It can cause not only ourselves to become paralyzed, but also our relationships, our marriages and our homes!  So many marriages and relationships never move forward into the blessings of God because one person cannot move forward from something in the past.  The only thing that the devil can use against you and I is our past!  That’s all!  You see the devil is not a creator.  He cannot create anything new in your life.  So what he’ll do is he’ll bring up past hurts, habits, disappointments, memories and situations to stop you from fulfilling the purpose that God has for your life.  To try and stop us from obtaining the great things that God has for our future.  He knows that through you, God can accomplish great things throughout this entire world!

Do you know that God has such great plans for you life?  That He designed and created you for greatness, that there is a unique purpose for why you were created and for why you are still here?  That if you could just move on from your past and begin stepping into your future, He could accomplish such great things through you all over this world?

So how do we move out of our past and into our future you ask?  In the book of Philippians 3:12-14 the Apostle Paul gives us two very simple steps to coming out of your past and moving into your future.  Let me first remind you that the Apostle Paul was a man who could have chose to remain paralyzed by his past.  Before Paul’s conversion to Christ, he was a murderer, a persecutor of Christians, a man who did everything in his power to stop the move of Christianity.  Instead of dwelling on those horrible things of his past, Paul chose to move into the greater things that God had for his future and became one of the greatest men of God in history.  A man who wrote two thirds of the New Testament and outlined the way todays Church should function.  None of this would have been possible had he remained stuck in the past!

So how was Paul able to move out of his past and into his future?  Number one is he forgot his past!  “Forgetting those things which are behind me” Paul said.  Pau simply FORGOT IT!!  He forgot the mistakes, he forgot the mess-ups and the failures, he forgot the disappointments!  You say “but it’s not that easy”, or you’ve heard the old saying, “I’ll forgive but I won’t forget.”  I say do both!  Why not forget?  What good does it do for you to remember?  What good does it do for those around you?  What good does it do but bring hurt, disappointment, anger and bitterness? If you choose to dwell in your past, you will never step into the great things God has for your future!  Number two Paul says he constantly reached forward to those things which were ahead.  It wasn’t enough for Paul just to forget about his past, he said he had to reach forward to the better things of the future!  He chased with passion the call of God for his life, the purpose of God for his life.  He strived to attain his goals.  He lived everyday forgetting his past and reaching forward to lay hold of the calling and purpose that God had for his future!  “One thing I do, forgetting those things which are behind and reaching forward to those things which are ahead.” Doing this one thing can unlock the destiny and plan God has for your life!

You were created for greatness!  Don’t let your past control your future!  Don’t let the enemy paralyze you by things of the past!  God has such a great future for your life but if you continue living in your past, you render him helpless!

God has forgotten about your past so why should you continue to remember and live in it?  Meditate on that!!

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه هفتم شهریور 1389 و ساعت 12:3 |